فرهنگسراها؛ خاکریز اول توانمندسازی شهروندان در عصر انفجار اطلاعات

فرهنگسراها؛ خاکریز اول توانمندسازی شهروندان در عصر انفجار اطلاعات

در روزگاری که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به زیست‌بوم دوم انسان معاصر تبدیل شده‌اند، هجوم بی‌امان پیام‌ها، تصاویر و روایت‌های دستکاری‌شده، مرز میان «واقعیت» و «برساخت‌های رسانه‌ای» را بیش از هر زمان دیگری کمرنگ کرده است. در چنین فضایی، بی‌تفاوتی نسبت به فهم و تحلیل پیام‌های رسانه‌ای نه یک انتخاب، بلکه یک آسیب جدی فرهنگی و اجتماعی است. آنچه امروز جامعه ما بیش از زیرساخت‌های فناورانه به آن نیاز مبرم دارد، «سواد رسانه‌ای» به‌عنوان یک مهارت بنیادین زیست شهری است؛ مهارتی که نباید در قالب نظریه‌های دانشگاهی یا محافل نخبگانی محدود بماند، بلکه باید تا بطن محلات و میان عموم شهروندان امتداد یابد.در این میان، «فرهنگ‌سراها» و مراکز فرهنگی محلی به‌عنوان یکی از در دسترس‌ترین و معتبرترین کانون‌های تعامل شهری، از ظرفیتی کم‌نظیر و تا حد زیادی مغفول برخوردارند. فرهنگ‌سراها به دلیل پیوند مستقیم با بافت جمعیتی محلات، محیطی ایده‌آل برای تبدیل سواد رسانه‌ای از مفاهیم انتزاعی به «مهارت‌های کاربردی زندگی» هستند. برگزاری کارگاه‌ها و کلاس‌های مدون سواد رسانه‌ای در فرهنگ‌سراها از چند جهت یک ضرورت راهبردی به شمار می‌آید:۱. ارتقای تفکر نقادانه در لایه‌های مختلف جامعه: فرهنگ‌سراها پاتوق طیف‌های متنوع جمعیتی—از کودکان و نوجوانان گرفته تا زنان خانه‌دار و سالمندان—هستند. طراحی دوره‌های متناسب با نیاز هر گروه، قدرت بازشناسی اخبار جعلی (Fake News)، تله‌های کلیک‌محور، الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی و تکنیک‌های متقاعدسازی تصویری را در ذهن شهروندان نهادینه می‌کند.۲. توانمندسازی خانواده‌ها در حوزه فرزندپروری دیجیتال: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های امروز خانواده‌ها، مواجهه با سبک زندگی دیجیتال نسل جدید و گسست نسلی حاصل از آن است. فرهنگ‌سراها می‌توانند با برگزاری کارگاه‌های تخصصی برای والدین، آنان را از «رویکرد انفعالی یا صرفاً حذفی و سلبی» به سمت «نظارت هوشمندانه و تعامل سازنده» با فرزندان در بستر اینترنت هدایت کنند.۳. کاهش آسیب‌های روانی و امنیت روانی جامعه: مصرف بی‌رویه و غیرانتقادی محتوای زرد، شایعات و تولیدات بصری خشونت‌بار یا استرس‌زا در پیام‌رسان‌ها، سلامت روانی جامعه را نشانه گرفته است. آموزش سواد بصری، روان‌شناسی رسانه و مدیریت زمان مصرف رسانه، سپری محافظ در برابر اضطراب‌های ناشی از زیست دیجیتال خواهد بود.۴. تحلیل فیلم و تصویر از دریچه سینما: فرهنگ‌سراها با تکیه بر سالن‌های نمایش و ابزارهای چندرسانه‌ای، می‌توانند کلاس‌های سواد رسانه‌ای را با تحلیل فیلم، انیمیشن و تبلیغات تلویزیونی گره بزنند. بازخوانی لایه‌های پنهان یک اثر تصویری، کشف نشانه‌ها و آشنایی با تکنیک‌های روایی سینما، زاویه دید مخاطب را از یک مصرف‌کننده منفعل به ناظری هوشمند و منتقد تبدیل می‌سازد.برای تحقق این هدف، بازتعریف کارکرد دوره‌های آموزشی در فرهنگ‌سراها الزامی است. گذر از کلاس‌های سنتی و تک‌بعدی و جایگزینی آن‌ها با کارگاه‌های تعاملی، مسئله‌محور و مبتنی بر تجربیات روزمره رسانه‌ای کاربران، گامی ضروری در جهت کارآمدی این مجموعه‌هاست.بی‌تردید اگر خواهان جامعه‌ای تاب‌آور در برابر شایعه‌سازی‌ها، آگاه در برابر جریان‌سازی‌های رسانه‌ای و خلاق در تولید محتوا هستیم، باید نقطه آغاز این جهش آگاهی‌بخش را در قلب محلات و از پایگاه‌های فرهنگی جست‌وجو کنیم. سرمایه‌گذاری بر روی سواد رسانه‌ای در فرهنگ‌سراها، سرمایه‌گذاری برای آینده امنیت فرهنگی و روانی جامعه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *